صنف پرتال ، پورتال فروش رایگان کالا برای تامین کنندگان یدکی ، بلبرینگ ، فرش ، طلا و ...
 

صنف پورتال | برای ایران می جنگد !

چقدر خوب می شد اگر همه ما برای ایران می جنگیدیم. برای آبادانی خانه ، محله ، شهر و کشور خوبمان ایران .

که این مهم ، مسلما باید از شخص خودمان شروع شود ، و شاید جنگ برای اصلاح خودمان ، برای نزدیک تر شدن به اشرف مخلوقات ، انسان .

 همان احساسات و صفت ها که شاید ، باید بیشتر آن ها را بشناسیم. شاید کلید راه گشای ما باشد .

مسلما که دولت وقت ، دولتی بی مدیریت ، بی کفایت و ... در طول تاریخ چند هزار ساله ایران است.

ولی آیا دلیل و رفتار رانندگان پشت فرمان ، ربطی به دولت دارد ؟ شاید بگویید با این وضعیت ها و ... این هم بی ربط به آن نیست ، البته که این هم درست است ولی هستند کسانی که با تمام گرفتاری ها و نداری ها و مشکلات ، همیشه رعایت ادب و آداب ، حق دیگران ، مهر و وفا ، صدق و صفا را دارند. صنف پورتال | برای ایران می جنگد !

 

نه مرادم، نه مریدم
نه کلامم، نه پیامم
نه سلامم، نه علیکم
نه سپیدم، نه سیاهم
نه چنانم که تو گویی، نه چنینم که تو خوانی
و نه آنگونه که گفتند و شنیدی و تو دانی

نه سمایم، نه زمینم
نه به زنجیر کسی بسته و

نه برده ی دینم

نه چنان چشمه آبم، نه سرابم

نه برای دل تنهایی تو جام شرابم

نه گرفتار و اسیرم

نه سفیرم، نه فرستاده پیرم
نه به هر خانقه و مسجد و میخانه فقیرم
نه جهنم، نه بهشتم

نه چنین بوده سرشتم

این سخن را من از امروز نه گفتم و نه نوشتم ...

بلکه؛ از صبح ازل با قلم نور نوشتند:

 

حقیقت نه به رنگ است و نه بو
نه به های است و نه هو
نه به این است و نه او
نه به جام و نه سبو

گر به این نقطه رسیدی...

به تو آهسته و سر بسته و در پرده بگویم

تا کسی جز من و تو نشنود این راز گهربار جهان:


آنچه گفتند و سرودند
تو آنی، خود تو جان جهانی
گر نهانی و عیانی
تو همانی، تو همانی ...

که همه عمر به دنبال خودت، نعره زنانی و ندانی

و ندانی و ندانی
که تو آن نقطه ی عشقی و تو اسرار نهانی

همه جایی تو نه یک جا، همه پایی تو ...

نه یک پا
همه ای، با همه ای، بی همه ای، همهمه ای تو
تو سکوتی، تو خود باغ بهشتی، ملکوتی

تو به خود آمده از فلسفه ی چون و چرایی
به تو سوگند

گر این راز شنیدی و نترسیدی و بیدار شدی
در همه افلاک خدایی ...
نه که جزیی تو

نه چون آب در اندام سبویی، خود اویی


به خود آ

تا به در خانه ی متروکه‌ی هر عابد و زاهد

به گدایی ننشینی و
به جز روشنی و شعشعه ی پرتو خود هیچ نبینی و
گل وصل بچینی

به خود آی ...

"علی حیدری"

 

ای آنکه تو طالب خدایی به خود آ

از خود بطلب کز تو جدا نیست خدا

اول به خود آ چون به خود آیی به خدا

کاقرار نمایی به خدایی به خدا

 سلمان ساوجی

 

ای نسخهٔ نامهٔ الهی که توئی

وی آینهٔ جمال شاهی که توئی

بیرون ز تو نیست هرچه در عالم هست

در خود بطلب هر آنچه خواهی که توئی 

مولانا